MAHVAREH.NET
با سلام به سایت خودتان خوش امدید شما می تواتید به صورت رایگان در این سایت ثبت نام کنید
ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

جستجو
 
 

نتائج البحث
 


Rechercher بحث متقدم

المواضيع الأخيرة
» Accant Vpn Satlite
5/9/2011, 1:50 pm من طرف king_speedred

» update 1x1
5/9/2011, 5:46 am من طرف hamid.ganari

» کمک
4/9/2011, 7:30 pm من طرف مجید30

» سوال از تغيير دادن index
1/9/2011, 6:57 am من طرف reza arena

» فرکانس شبکه های سکسی
30/8/2011, 10:08 am من طرف gharibe8312

» vpn
27/8/2011, 8:33 am من طرف gorg12

» ارسال اخرين اپديت
18/8/2011, 1:07 pm من طرف ali poor

» وضعیت خراب
18/8/2011, 10:21 am من طرف mehdidehkhoda

» کارت عروسي يوزارسيف
17/8/2011, 7:56 pm من طرف مشکل گشا

» زن، چراغ خانه است
17/8/2011, 7:53 pm من طرف مشکل گشا

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
shahram_music60
 
ali_t4tu
 
shahram_music_1384
 
rzmrm
 
setareh
 
javati
 
مشکل گشا
 
amir984
 
kamal125
 
saedinia
 

نوفمبر 2018
الإثنينالثلاثاءالأربعاءالخميسالجمعةالسبتالأحد
   1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

اليومية اليومية

تدفق ال RSS


Yahoo! 
MSN 
AOL 
Netvibes 
Bloglines 


احصائيات
تعداد کاربران ثبت نام شده: 6575
جديدترين کاربر ثبت نام شده: bahram84

تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 352 في 248 موضوع
كساني كه Online هستند
در مجموع 4 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 4 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 1130 و در تاريخ 17/8/2011, 7:41 am بوده است.

ماجرای تکان دهنده از بازیگر زن یک سریال از پیشنهاد غیراخلاقی

اذهب الى الأسفل

ماجرای تکان دهنده از بازیگر زن یک سریال از پیشنهاد غیراخلاقی

پست من طرف shahram_music60 في 17/2/2011, 7:15 pm

[size=12]با شنیدن این حرف از دهان کارگردان دنیا دور سرم چرخید، زیرا او از بازیگرانی نام می‌برد که همگی متاهل و صاحب خانواده بودند. کسانی که حتی همسرانشان از هنرمندان سینما و تئاتر و تلویزیون هستند...

چندی پیش در حین پخش سریالی از یکی از شبکه‌ها،در آن سریال دختری بازی می‌کرد که به خوبی او را می‌شناختم چرا که در یکی از فیلم‌های کوتاه من بازی کرده بود. زمانی که پخش این سریال آغاز شد با او تماس گرفتم و خواستم که برای بازی در این مجموعه به او تبریک بگویم اما وقتی که با او صحبت کردم دیدم با ناراحتی می‌گوید که دیگر در آن مجموعه کار نمی کند و وقتی که علت را جویا شدم او به شدت شروع به گریه کرد و از من کمک خواست.
او را به آرامش دعوت کردم و از وی خواستم تا ماجرا را شرح دهد. و او ماجرایش را این گونه تعریف کرد:

با نگاه‌های معنی دار کارگردان روبرو شدم
«وقتی که قرارداد بازی در آن مجموعه را بستم و چند روز بعد به محل ضبط مجموعه رفتم با نگاه‌های معنی دار کارگردان روبرو شدم و هر بار که این اتفاق رخ می داد به خودم نهیب می‌زدم که دارم اشتباه می‌کنم، زیرا آقای کارگردان صاحب همسر است و در نتیجه با خود فکر نمی‌کردم که دچار سوءتفاهم شده‌ام»

بالاخره كارگردان با پرويي پيشنهاد خود را مطرح كرد
خلاصه مدتی گذشت و کارگردان حسابی از کار من راضی بود و هوای مرا داشت تا جایی که به نویسندگان توصیه می کرد برای من دیالوگ بیشتری بنویسند و من هم حسابی خوشحال بودم تا اینکه یک روز بالاخره اتفاقی که از آن می‌ترسیدم رخ داد و آقای کارگردان حرفی را که نباید می‌گفت بر زبان آورد و با پررویی تمام پیشنهاد خود را با من مطرح کرد. من نیز با عصبانیت تمام به او جواب منفی دادم و از ترس ریختن آبرو و از دست دادن کار به هر نحوی که بود قضیه را ماست مالی کردم به طوری که حتی سعی می‌کردم در طول روز کمتر با کارگردان هم صحبت شوم.
چند روزی به همین منوال گذشت و کارگردان دیگر صحبتی در آن رابطه با من نکرد و من خوشحال از اینکه ماجرا تمام شده است، به کار خودم ادامه می‌دادم تا اینکه بعد از یک هفته برای بار دوم پیشنهاد بی‌شرمانه خود را با من مطرح کرد و من هم باز با گریه از زیر بار حرفش شانه خالی کردم. اما او پس از چند روز برای بار سوم پیشنهادش را به من داد و وقتی که برای بار سوم به او جواب منفی دادم در کمال بی ادبی رو به من کرد و گفت: ببین در این مجموعه ما باید چند ماه با یکدیگر زندگی کنیم و در ظرف این مدت هم هر کسی جفت خودش را پیدا کرده مثلا آقای... که بازیگر است با خانم... دوست شده یا آقای.... با خانم..... و خیلی‌های دیگر،خوب ناسلامتی من کارگردان هستم و باید با چند نفر دوست باشم که یکی از آنها باید تو باشی.
با شنیدن این حرف از دهان کارگردان دنیا دور سرم چرخید، زیرا او از بازیگرانی نام می‌برد که همگی متاهل و صاحب خانواده بودند. کسانی که حتی همسرانشان از هنرمندان سینما و تئاتر و تلویزیون هستند.

قبول نكردم تسويه حساب كردند
دیگر نتوانستم تحمل کنم، برای همین به سرعت آنجا را ترک کردم. همان شب برنامه ریز سریال به من زنگ زد و گفت شما فردا بازی نداری و آماده باش تا نوبت بازی تو شود، اما این آماده بودن ۴ روز به طول انجامید و وقتی که در روز پنجم با مدیر تولید کار تماس گرفتم به من گفت که کارگردان به نویسندگان دستور داده تا دیگر هیچ نقشی برای تو ننویسند، بنابراین فردا بیا و تسویه حساب کن.

كارگردان پشت سرم ماجرا را برعكس جلوه داد
دنیا دور سرم چرخید و اشک در چشمانم حلقه زد و از سر ناچاری قضیه را با پدرم در میان گذاشتم. او هم در حالیکه از عصبانیت نزدیک بود سکته کند به کارگردان زنگ زد و با او صحبت کرد اما کارگردان منکر همه چیز شد و به پدرم گفت که دختر شما دروغ می‌گوید من صاحب زن و زندگی هستم و همسرم را هم خیلی دوست دارم فقط مدیر گروه به من گفته تا دیگر از دختر شما برای ادامه مجموعه استفاده نکنم. بعد هم فهمیدم که کارگردان به همه عوامل در پرسش عدم حضور من گفته است که چون من از نویسنده خواسته‌ام اگر نقش مرا بیشتر کند، در عوض با او رابطه برقرار می‌کنم من را اخراج کرده است.
هر چیز را که می‌گفت می‌توانستم تحمل کنم، اما این تهمت بزرگ برایم قابل تحمل نبود، به همین دلیل به نزد کارگردان رفتم و او را تهدید کردم که همه چیز را به تهیه کننده و دیگر مسوبین خواهم گفت و نویسنده را هم می‌آورم تا شهادت دهد که حرف تو دروغ بوده است. اما او در کمال خونسردی رو به من کرد و گفت: همه عوامل این مجموعه از دوستان چندین ساله من هستند و مطمئن باش مرا به خاطر تو خراب نخواهند کرد تازه عوامل این کار از طریق من دارند نان می‌خورند پس هیچ وقت درصدد قطع نان خود برنخواهند آمد، تو هم اگر این قضیه را با کسی در میان بگذاری مطمئن باش کاری می‌کنم که مجبور شوی تا آخر عمر دور کار بازیگری را خط بکشی.

اكنون مستاصل و درمانده ام
«اکنون من مستاصل و درمانده‌ام که چه کار کنم و چرا باید به دروغ به من تهمت بزنند؟ چرا باید به خاطر عدم پذیرش گناه از کار برکنار شوم؟ و آیا به مدیران شبکه این مساله را اطلاع بدهم یا نه؟»
پس از پایان صحبت‌هایش به او قول دادم تا هر کمکی از دستم برمی‌آید برای او انجام دهم و حتی برایش از مدیر گروه مربوطه در شبکه وقت ملاقات بگیرم. اما از شما چه پنهان خودم زیاد به این کار راغب نیستم چون مطمئنم آن دختر نمی‌تواند کاری از پیش ببرد، زیرا این اتفاقات به وفور در برخی فیلم‌ها و سریال‌های ما اتفاق می‌افتد و آب هم از آب تکان نمی‌خورد.

[/size]
avatar
shahram_music60
مدير سایت
مدير سایت

تعداد پستها : 221
Age : 35
Registration date : 2007-11-15

خواندن مشخصات فردي http://mahvareh.forumfa.net/

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد